مرکز راهبری و همآهنگی بانوان | بیعت بانوان با مقام منیع ولایت؛
بیعت با رهبر انقلاب،امام سید مجتبی خامنهای(حفظهالله)
مسعود شجاعی طباطبایی از خلق بیش از ۸۰ اثر در روزهای جنگ میگوید
گاهی یک تصویر، کاری را میکند که هزاران کلمه از انجامش عاجزند؛ تصویری که نه فقط دیده میشود، بلکه در ذهن میماند، احساس میسازد و به بخشی از حافظه جمعی یک ملت تبدیل میشود. در روزهایی که منطقه زیر سایه جنگ، بحران و روایتهای متناقض رسانهای قرار دارد، کاریکاتور برای برخی هنرمندان تنها یک قالب هنری نیست؛ ابزاری است برای افشاگری، ثبت تاریخ و روایت آنچه نباید فراموش شود.
به گزارش روابط عمومی سازمان تبلیغات اسلامی، سیدمسعود شجاعیطباطبایی، کاریکاتوریست و گرافیست ایرانی، از جمله هنرمندانی است که این روزها با خلق دهها اثر درباره «جنگ رمضان»، تلاش کرده روایتی تصویری از اتفاقات و واکنشهای این روزهای منطقه ارائه دهد؛ آثاری که به گفته خودش، تنها تولیدات مناسبتی نیستند، بلکه نوعی «وقایعنگاری تاریخی» به شمار میروند. او معتقد است کاریکاتور، به دلیل زبان جهانی و قدرت طنز، میتواند بسیار سریعتر و عمیقتر از متن با مخاطب ارتباط برقرار کند و حتی سالها بعد نیز بهعنوان سندی تصویری از یک دوره تاریخی باقی بماند.
او در گفتوگو با ما، از ضرورت ثبت هنری جنگ، خلق آثاری که بعضی از آنها با اشک شکل گرفتهاند، بازتاب جهانی کاریکاتورها و مسئولیتی میگوید که هنرمند در برابر حقیقت و حافظه تاریخی مردم برعهده دارد.
روایت جنگ در قاب کاریکاتور
سیدمسعود شجاعیطباطبایی، کاریکاتوریست و گرافیست ایرانی، معتقد است کاریکاتور ظرفیت بسیار بالایی برای ارتباط با مخاطب دارد؛ زبانی که برای عموم قابل فهم است، یک زبان بینالمللی به شمار میرود و به دلیل طنز، رسانندگی بالایی دارد.
شجاعیطباطبایی درباره دلیل ورودش به مجموعه آثار «جنگ رمضان» تأکید میکند:« فضای این روزها یادآور همان سالهای ابتدایی جنگ بوده است. دقیقاً مثل همان زمان احساس کردم که به جهت نیاز، باید افشاگری شود و موضوعاتی که در ارتباط با این جنگ تحمیلی برای ما ایجاد شد، نیازمند پرداخت هنری است.»
او این کار را نوعی ادای وظیفه نسبت به مردم ایران میداند و توضیح میدهد:« تلاش کردم نسبت به رخدادها واکنش سریع و بهموقع داشته باشم؛ چراکه اتفاقات روزانه با سرعت زیادی رخ میدادند و ضرورت داشت آثار نیز متناسب با همان فضای روز خلق شوند.»
این هنرمند با اشاره به یکی از آثارش میگوید: «مثلاً درباره واقعه طبس دو، لازم بود همان روزها کار انجام شود و بعضی آثار همان روز خلق شدند.این آثار بازخورد گستردهای هم داشتهاند و خیلی سریع در فضای مجازی دیده شدهاند.»
شجاعیطباطبایی معتقد است آنچه این مجموعه را متمایز میکند، جنبه «وقایعنگاری» آن است. او توضیح میدهد:«آثارش صرفاً تولیدات پراکنده نیستند، بلکه ثبت هنری رخدادهای تاریخیاند؛ آثاری که متناسب با اتفاقات و واکنشهای شکلگرفته- چه از سوی ایران و چه از سوی دشمنان -خلق شدهاند.»
او تأکید میکند:« هر اثر داستان خاص خودش را دارد و در واقع بخشی از حافظه تصویری این دوره به شمار میرود.»

«روایت روزانه جنگ» در قاب کاریکاتور
این کاریکاتوریست با اشاره به حجم بالای تولیداتش در این دوره میگوید:« تاکنون بیش از ۸۰ اثر فقط در ایام جنگ منتشر شده است. در برخی روزها به دلیل تعدد سوژهها و اتفاقات، بیش از حد معمول کار میکردم و حتی گاهی روزانه سه اثر خلق کردم.»
او درباره آثار پربازخورد این مجموعه نیز توضیح میدهد:« برخی آثار بیش از دیگران مورد توجه قرار گرفتهاند. مثلا اثر مربوط به «اف۳۵» بازتاب گستردهای داشته و اثر «طبس دو» نیز از جمله کارهایی بوده که بسیار دیده شده است.»
با این حال او تأکید میکند:« تقریباً همه آثار بازخورد مناسبی دریافت کردهاند و کاری نبوده که بازخورد نداشته باشد. برخی آثار در عرصه بینالمللی بیشتر دیده شدهاند و در مجموع آثار اخیر نیز با استقبال خوبی مواجه شدهاند.»
کاریکاتور؛ رسانهای سریع، جهانی و اثرگذار
شجاعیطباطبایی معتقد است تصویر بهطور طبیعی از قدرت رسانندگی بیشتری نسبت به متن برخوردار است؛ بهویژه زمانی که عنصر طنز نیز به آن اضافه شود. او میگوید :«جذابیت بصری باعث میشود مخاطب راحتتر با اثر ارتباط برقرار کند و کاریکاتور به دلیل ماهیت طنزآمیزش، علاوه بر ایجاد کشش، مخاطب را به فکر کردن هم وادار میکند.»
او تأکید میکند :« طبیعتاً دیدن یک تصویر برای بسیاری از مردم سادهتر و اثرگذارتر از خواندن یک متن طولانی است و همین مسئله، کاریکاتور را به رسانهای مؤثر برای انتقال مفاهیم تبدیل میکند.»
«وقایعنگاری تاریخی» فراتر از یک اثر مناسبتی
شجاعیطباطبایی در پاسخ به این نگاه که آثار مناسبتی معمولاً تاریخ مصرف دارند، میگوید:« این آثار اگرچه متناسب با رخدادهای روز خلق میشوند، اما در نهایت بخشی از حافظه تاریخی یک ملت را شکل میدهند.»
او با اشاره به تجربه آثار دوران جنگ توضیح میدهد :« همانطور که عکسها، پوسترها و کاریکاتورهای مربوط به وقایع تاریخی مانند طبس، سرنگونی هواپیمای مسافربری ایران و دیگر حوادث در حافظه تاریخی باقی ماندهاند، آثار امروز نیز باید ثبت و حفظ شوند.»
این هنرمند تأکید میکند :« واکنش سریع هنرمند به رخدادها اهمیت زیادی دارد، اما این مسئله منافاتی با ماندگاری تاریخی آثار ندارد. این تصاویر بعدها به اسناد تصویری وقایع تبدیل میشوند و نسلهای آینده برای رجوع به تاریخ به همین آثار مراجعه خواهند کرد.»
او معتقد است کاریکاتور یکی از ظرفیتهایی است که میتواند این وقایع را زنده نگه دارد و نمیتوان گفت اثری که در زمان خود منشأ تأثیر بوده، بعدها ارزشش را از دست میدهد. این تصاویر بخشی از ثبت جنایتها و واقعیتهایی هستند که باید در تاریخ باقی بمانند.»

خلق اثر با «اشک»؛ وقتی تصویر از دل هنرمند میآید
شجاعیطباطبایی معتقد است راز ماندگاری و اثرگذاری یک تصویر، صداقت احساسی هنرمند است؛ همانجایی که اثر نه صرفاً با تکنیک، بلکه با جان و احساس خلق میشود. او با اشاره به جمله «هرچه از دل برآید، بر دل مینشیند» تأکید میکند:« بسیاری از آثاری که در این ایام خلق کردم، حاصل درگیری عمیق روحی و عاطفی با اتفاقات پیرامون بوده است.»
او درباره اثر مربوط به کودکان میناب میگوید:« آن تصویر را با اشک خلق کردم و تمام احساسم را در لحظهلحظه شکلگیری اثر گذاشتم. همین «کار دلی» است که میتواند در ذهن و احساس مخاطب ماندگار شود و اثر واقعی خود را بگذارد.»
این کاریکاتوریست با اشاره به رخدادهای اخیر تأکید میکند:« جنگی که رخ داده، به کشور تحمیل شده و هنرمندان وظیفه دارند این وقایع را ثبت و روایت کنند. هر هنرمند، در هر رشتهای، باید با زبانی که در اختیار دارد سهم خود را در ثبت حقیقت ایفا کند.»
شجاعیطباطبایی میگوید:« این مسئله نه موضوعی شعاری و اغراقآمیز، بلکه بخشی از مسئولیت طبیعی هنرمند است؛ مسئولیتی که نتیجه سالها تجربه و فعالیت هنری است و امروز باید در خدمت مردم قرار گیرد.»
او در پایان با اشاره به حضورش در «موکب هنر و رسانه» قم میگوید:« این روزها هر شب در کنار مردم حضور دارم و آثارم برای علاقهمندان و مخاطبان به نمایش گذاشته میشود. تأثیری که این آثار در آینده بر جای خواهند گذاشت، بسیار فراتر از امروز خواهد بود.»
منبع: روزنامه رسالت
2026-05-04
T
T