مروری بر بهترین آثاری که در دل جنگ ۴۰ روزه ساخته شدند
جنگ ۴۰ روزه، علاوه بر ویرانی و سوگ، روایتهایی ماندگار در عرصه هنر بر جای گذاشت؛ از عکس و نقاشی تا موسیقی، نمایش، مستند و سریال. این گزارش مروری دارد بر شاخصترین آثاری که در واکنش به روزهای جنگ خلق شدند و توانستند روایت هنرمندانهای از مقاومت، اندوه و امید را ثبت کنند.
به گزارش روابط عمومی سازمان تبلیغات اسلامی، روز ۹ اسفند ۱۴۰۴ برای سالها از حافظه تاریخی ایرانیان پاک نمیشود؛ همان روز که برای سومین بار جنگی معاصر به ما تحمیل شد؛ بمبها، از فرزانهترین پیر تا نونهالترین خردسالان را از ما گرفتند؛ از تهران تا میناب، خاک این سرزمین به آتش و خون نشست و یک ایران گریست و دلخون شد.
سیاهی جنگ، این بار ۴۰ روز دوام آورد. اخبار که بوی باروت و مرگ میدادند، بغضها را میفشردند و کامها را تلخ میکردند؛ با این حال، از میان این همه تشویش، روایتهایی از جنس نور و سپیدی، جوانههای امید را آبیاری کردند و با لطافت هنر، رنگ زندگی به زنگ منحوس و ناموزون جنگ بخشیدند.
این روایتها واکنش سریع هنر، به تندی و تیزی جنگ بود. در معرکه انفجار و حادثه، همپای پرچمداران و مردمی که میدان و خیابان را رها نمیکردند، اهالی هنر و رسانه و فرهنگ، هریک به فراخور توان و داشته، به میدان آمدند؛ یکی با بوم نقاشی و دیگری با سه پایه و دوربین. روایتها از جنس موسیقی وتصویر خلق شدند و از مرزهای سرزمینی فراتر رفتند و جهانی شدند. آنچه در ادامه میآید، مروری سریع است به آثاری که در این ایام، پا به دنیای هنر گذاشتند؛ آثاری که بیشتر دیده شدند و تاثیر فزونتری داشتند.
تصویری که سفیر مظلومیت میناب شد
فاجعه مدرسه شجره طیبه میناب و حمله غیرانسانی دشمن در نخستین ساعات شروع نبرد، به این دبستان که به شهادت ۱۶۸ دانشآموز و معلم بیگناه منجر شد، نه تنها ملت ایران که برآشفتگی آزادگان جهان را در پی داشت. فیلمها و تصاویری از همان لحظات اولیه در فضای مجازی پربازدید شدند اما یک تصویر، مهر ابدی بر آن زد.
مرتضی آخوندی، عکاس ایرانی، با ثبت تصویری هوایی از مراسم تشییع شهدای دانشآموز میناب، موفق به کسب مقام نخست بخش «عکاسی خبری» در جایزه جهانی عکاسی «گلدن شات» سال ۲۰۲۶ شد. این عکس برای نخستین بار در مجموعه مستند عکسمحور «جان ایران» منتشر شد؛ مجموعهای که به همت مرکز هنری رسانهای نهضت، روایتی از شهدای دانشآموز شهرستان میناب را به تصویر کشیده است.
غیر از این، عکاسان زیادی در طول جنگ تحمیلی سوم، برهههای مختلف حمله دشمن به مناطق مسکونی را ثبت کردند؛ از عکسهای حمید وکیلی در میدان فردوسی تهران، تا تصاویر نادیا پرماه از پل بییک کرج که بازتابهایی جهانی یافتند. ۲۹ خرداد هم نمایشگاه عکس «بازمانده» شامل تازهترین آثار محسن رضایی، عکاس خبری در گالری «۰۰۹۸۲۱ تهران» افتتاح شد. این نمایشگاه مجموعهای از عکسهای ثبتشده توسط رضایی از وقایع جنگ تحمیلی سوم در تهران است که در معرض دید مخاطبان قرار گرفت؛ تصاویری که حاصل حضور میدانی، تجربه زیسته و نگاه مستند این عکاس به رویدادهای این دوره محسوب میشود.
نقشهایی که ماندگار شدند
در نخستین روزهای آغاز جنگ در ماه رمضان، هنرمندان حوزه تجسمی نیز آستین بالا زدند و مثلا حسن روحالامین، هنرمند برجسته نقاشی معاصر ایران، در همان اوایل چند تابلوی نقاشی با موضوع شهادت آیتالله سیدعلی خامنهای و جنگ با صهیونیسم و آمریکا خلق کرد. تابلوی نقاشی «مع الله» یکی از این آثار بود که در شام شهادت امیرالمؤمنین علی علیه السلام در فضای مجازی منتشر و خیلی زود، پربازدید شد. در این تابلو، به فتح خیبر به دست مولای متقیان و بمباران تلآویو به دست شیعیان ایشان، اشاره دارد.
سیدمسعود شجاعیطباطبایی، کاریکاتوریست نیز در همان ایام بیش از ۸۰ اثر درباره «جنگ رمضان» تولید کرد؛ آثاری که به گفته خودش، مناسبتی نبوده و به نوعی «وقایعنگاری تاریخی» به شمار میرفتند؛ «تلاش کردم نسبت به رخدادها واکنش سریع و بهموقع داشته باشم؛ چراکه اتفاقات روزانه با سرعت زیادی رخ میدادند و ضرورت داشت آثار نیز متناسب با همان فضای روز خلق شوند؛ مثلاً درباره واقعه طبس دو، لازم بود همان روزها کار انجام شود و بعضی آثار همان روز خلق شدند. این آثار بازخورد گستردهای هم داشتند و خیلی سریع در فضای مجازی دیده شدند.»
در کنار کارهای فردی، حوزه هنری انقلاب اسلامی با راهاندازی کارگاه خلق اثر تجسمی با عنوان «رهبر شهید»، از روز ۱۲ اسفند به مدت سه روز میزبان هنرمندان جوان و پیشکسوت شد. همچنین در رویداد «نقش میان میدان» ۲ هنرمند سرشناس کشور یعنی حسن روحالامین و سیدمحمدرضا میری در میان تجمعهای شبانه مردمی، به نقاشی در میدان پرداختند.
از دیگر کارهای پربازدید این ایام، مجموعه پوسترهای «به کدامین گناه؟» خانواده سوره امید بود که روایت و تصویری مستند از جنایات رژیم کودککش و غاصب صهیونیستی بیان میکرد. در این مجموعه ابتدا تصاویر دانشآموزان شهید مدرسه شجره طیبه میناب و پس از آن معلمان شهید این مدرسه در قالب پوستر به نمایش گذاشته شدند. همچنین چیدمانی از این پوسترها در چند نوبت در میدان تجریش در معرض دید عموم قرار گرفت.
نواهایی که سر زبانها افتادند
تجمعهای شبانه که همچنان پرقوت ادامه دارد، از یادگارهای باارزش جنگ تحمیلی سوم است؛ حضوری مردمی که باید آن را غنیمت دانست. در میان این تجمعها که با تکان دادن پرچم ایران شناخته میشوند، برخی سرودها و نواهایی که توسط مداحان و خوانندگان اجرا میشدند، ماندگاری یافتند و بر سر زبانها افتادند.
در تازهترین بهروزرسانی فهرست محبوبهای پلتفرم «کاشوب» اثر «بزن که خوب میزنی» با نوای مهدی رسولی با عبور از مرز ۴ میلیون بازدید در صدر ایستاد و «باید برخاست» محسن محمدی پناه با بیش از ۲ میلیون بازدید در رتبه بعدی نماهنگهای مرتبط با جنگ اخیر بود. «برخیزید» با صدای مهدی رسولی، «میدان با تو، خیابان با ما» حسین طاهری و «فرمانده کل قوا» محمد اسداللهی نیز بیش از یک میلیون بازدید گرفتند. عمده این نماهنگها را مرکز هنری رسانهای نهضت تولید کرده بود.
غیر از مداحان که این نواها را زنده در میدان اجرا میکردند، خوانندگانی هم بودند که در این ایام با ساخت نماهنگ و اجرای موسیقی، آواهایی جاودانی به یادگار گذاشتند.
«حسبی الله» محسن چاووشی سرآمد این نماهنگها بود که تقریبا همه ایرانیان آن را بارها شنیدهاند. این قطعه موسیقی که در آغازین روزهای جنگ تحمیلی سوم ساخته و منتشر شد، خیلی زود به چشم آمد؛ دکتر علی لاریجانی، دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی، در همان روزهای پیش از شهادت، در شبکه مجازی ایکس درباره این قطعه موسیقی نوشت: «موشک «حسبی الله» چاووشی چهها میکند؛ زنده باد محسن چاووشی عزیز.»
رضا صادقی، محمد معتمدی، حامد زمانی، گرشا رضایی، حامد همایون، فرزاد فرزین، مصطفی راغب، علی لهراسبی، میثم ابراهیمی، محسن ابراهیمزاده و حسین حقیقی از دیگر خوانندگانی بودند که در روزهای جنگ تحمیلی سوم، درباره وطن و مظلومیت شهدای جنگ اخیر، ترانه و نماهنگ ساختند.
نمایشهایی که مظلومیت را بازآفرینی کردند
در ایام جنگ تحمیلی رمضان، هنرمندان عرصه نمایش با تولید حدود ۵۰ اثر نمایشی در مراکز استانی حوزه هنری انقلاب اسلامی حضوری پرشور در صحنه داشتند؛ ازجمله نمایش «به کدامین گناه» که نزدیک به ۴۰۰ اجرا در شهرهای مختلف کشور داشت. این نمایشها با محوریت «امید، مقاومت، اتحاد و همبستگی ملی» تولید شد و در موکبها، میادین و تجمعات مردمی استانها به اجرا درآمدند.
از شاخصترین کارهای این عرصه، میتوان به نمایش «فرشتههای میناب» کاری از گروه «هنر مقدس» به کارگردانی مریم شعبانی اشاره کرد که در قالب اجرایی خیابانی به جنایت صهیونیستیآمریکایی و شهادت کودکان مدرسه «شجره طیبه» میناب میپرداخت. قصه این نمایش از زبان یک معلم مدرسه مینابی و با حضور چند دانشآموز شهید این دبستان روایت میشود. بخشی از نمایش هم به زمان بعد از شهادت این کودکان و برآوردهشدن آرزوهایشان مربوط است.
همچنین نمایش خیابانی «به رنگ سرخ» با حمایت حوزه هنری انقلاب اسلامی، با محوریت بازخوانی تراژدی کودکان میناب، نیمه خرداد در میدان ولیعصر (عج) به اجرا درآمد. این اثر نمایشی، با نقشآفرینی شش بازیگر خردسال، داستان گروهی از دانشآموزان را به تصویر میکشد که در یک کلاس درس، آرزوهای کودکانه خود را بازگو میکنند.
لگوهایی که روایت ساختند
در میان همه کارهایی که در طول جنگ رمضان تولید شده و شاید بیشترین تاثیر را داشتند، انیمیشنهای لگویی بودند؛ آثاری که در جریان جنگ ۴۰ روزه و حتی پس از آن، به شدت غربیها به ویژه آمریکاییها را تحت تاثیر قرار داد. فرم متناسب با فرهنگ آمریکایی باعث شد این انیمیشنها مجموعاً صدها میلیون بار در پلتفرمهای مختلف از یوتیوب و اینستاگرام، تا تیک تاک و توییتر دیده شوند و بسیاری از آمریکاییها با مضمونش همدلی داشته باشند.
این مجموعه واکنشهای رسانهای پرشماری هم داشت؛ ازجمله خبرگزاری الجزیره که عنوان کرد؛ «در ویدئوهای لگویی، ایران با بیان بسیاری از واقعیتهایی که آمریکاییها آن را منکر شدهاند، تاکنون توانسته بازی تبلیغاتی را به نفع خود پیش ببرد. این ویدئوهای پربازدید ایرانی، به رغم این که با هزینهای اندک ساخته شدهاند، اما کیفیت بسیار بالایی داشته و به بیان شکافهای سیاسی در آمریکا میپردازند و مخاطبان جهانی را علیه سابقه طولانی آمریکا در جنگها و سوءاستفادههای جهانی بسیج میکند.»
آثار کوتاه مرکز هنری رسانهای نهضت و همچنین سازمان هنری رسانهای اوج نیز بارها از شبکههای مختلف صداوسیما پخش شدند که شاید دختران جان فدا، محصول نهضت بیشتر به چشم آمد.
واقعیت را قاب گرفتند
در روزهای جنگ که خبرها، زود کهنه میشدند، نیاز به تحلیلها و مستندهایی بود که واقعیت را بیان کنند. برنامههای گفتوگو محور در بستر اینترنت یا تلویزیون در این زمینه خیلی زود به میدان آمدند.
برنامه تلویزیونی «ماجرای جنگ» به روایت جواد موگویی، مستندساز که با حمایت حوزه هنری انقلاب اسلامی تولید میشود، از مدتها قبل با بررسی ابعاد مختلف جنگ ۱۲ روزه، مورد توجه قرار گرفته بود و پس از آغاز جنگ در ماه مبارک رمضان، سمت و سوی برنامه به موضوع روز تغییر یافت. صراحت در صحبت با کارشناسان و مسئولان و حضور میدانی در دل مناطق جنگی، از ویژگیهای قابل توجه این برنامه بود.
در این زمینه شاید مردمیترین کار که بیش از دیگر برنامهها دیده شد، «من ایرانم» با اجرای محمدرضا شهیدیفر از شبکه نسیم بود. شهیدیفر که چندین تجربه اجرای تاکشو را دارد و عمدتا در آنها به موفقیت رسیده، در روزهای جنگ و پس از آن، چهرههایی را به برنامه دعوت کرد که افکار عمومی تشنه شنیدن حرفهایشان بودند؛ از همین رو برشهای زیادی از «من ایرانم» در فضای مجازی وایرال شد. این هوشمندی در انتخاب و سپس مدیریت درست و بجای گفتوگو نشان داد، علاوه بر توانایی شهیدیفر در اجرا، تیم خوبی در اتاق فکر این برنامه حضور دارند.
ویژهبرنامه تلویزیونی شبکه مستند، با عنوان «نردبان» هم بهمناسبت جنگ رمضان به سراغ جمعی از مستندسازان و عکاسان مستند رفت که در روزهای جنگ رمضان دوربین برداشته به ثبت و ضبط جنایات رژیم صهیونیستی و آمریکا پرداختند. آنها در گفتوگو با حامد شکیبانیا، وقایع جنگ رمضان را بهتر توضیح میدادند.
«وضعیت جنگی» که از روز آغازین جنگ تحمیلی سوم روی آنتن شبکه ۴ سیما رفت، نیز در گفتوگو با کارشناسان و مسئولان و صاحبنظران، به مسائل جنگ و موضوعات مرتبط با آن میپرداخت.
تاک شوی «پارتیزان» در پلتفرم روبیکا با اجرای علیرضا صادقی نیز از دیگر برنامههایی بود که در این مدت مورد توجه قرار گرفت.
زندگی در جنگ را بازآفرینی کردند
همزمان با آغاز جنگ تحمیلی سوم و با گذشت نزدیک به یک ماه از حملات ناجوانمردانه آمریکایی_صهیونی به کشورمان، سریال «اهل ایران»، که طراح و مولف آن محمدحسین مهدویان است و تهیهکنندگی آن را محمدرضا منصوری برعهده دارد از ۲۶ اسفندماه در تهران جلوی دوربین رفت.
این سریال۱۴ قسمتی، محصول جدید مرکز سریال سوره که مهدی یزدانیخرم سرپرست نویسندگان آن است، توسط ۱۱ کارگردان در مناطق مختلف شهر تهران و همزمان با بمباران توسط دشمن فیلمبرداری شد. از پشت صحنه این سریال که از پلتفرم شیدا پخش شد، خبرگزاری قطری الجزیره گزارشی منتشر کرد. در این گزارش، الجزیره، گروه تولید این پروژه را در گشت میدانی همراهی کرد و نحوه تبدیل یکی از محلهای بمباران به صحنههایی هنری را به ثبت رساند.
سریال «سرو، سپید، سرخ» هم با موضوع جنگ رمضان، تولید مشترک سیمافیلم و سازمان اوج را ۱۴کارگردان در ۱۴ قسمت ساختند که از ۲۰ فروردین روی آنتن شبکه یک سیما رفت. هر قسمت از این سریال، داستانی مجزا با شخصیتها و موقعیتهای متفاوت را دنبال میکرد، اما همه در بستر مشترک جنگ تحمیلی سوم شکل گرفتند.
کارگردانی قسمتهای این مجموعه را بابک خواجه پاشا، لیلی عاج، محمود کریمی، دانش اقباشاوی، مهدی شامحمدی، امیرعباس ربیعی، محمد علیزاده فرد، رضا کشاورز، محمد پایدار، امیر داسارگر، حسن حبیبزاده، ابوذر حیدری، فرزاد رنجبر و سیدمحمدحسین حسینی و تهیهکنندگی این مجموعه را محمدرضا شفاه، محمدجواد موحد و حبیب والینژاد به صورت مشترک برعهده داشتند.
سریال «هزارتو» به کارگردانی سیدعلی هاشمی نیز اگرچه ارتباط مستقیمی با جنگ تحمیلی سوم نداشت اما باتوجه به داستان جاسوسی و معمایی آن که به جنگ اطلاعاتی ایران و رژیم صهیونیستی میپردازد، در روزهای جنگ موردتوجه قرار گرفت. این سریال ۱۳ قسمتی با بازی امیرحسین آرمان، یکتا ناصر، محیا دهقانی و آنماری سلامه، از پلتفرم شیدا پخش شد.
منبع: میزان
1405/04/10